درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
یار
سر کوتن گلی کورد
ارزوهای یک کورد
ئیسلام
تنهایی
کجایی
دوست
دوعا
همه چي
اخر
دختر
اشک
رسم زمومه
رسم زمونه
بال
چرا
زبان کوردی
کورد زندوه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
تو نیستی که ببینی
چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست از تو می گویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
جواب می شنوم
تو نیستی که ببینی دل رمیده من
بجز تو یاد همه چیز را رهاکرده است
غروب های غریب
در این رواق نیاز
پرنده ساکت و غمگین
ستاره بیمار است
دو چش
م خسته من


در این امید عبث
دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است 
تو نیستی که ببینی
نوشته شده توسط کارو در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها