درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
یار
سر کوتن گلی کورد
ارزوهای یک کورد
ئیسلام
تنهایی
کجایی
دوست
دوعا
همه چي
اخر
دختر
اشک
رسم زمومه
رسم زمونه
بال
چرا
زبان کوردی
کورد زندوه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
تو را می خواهم ای دیرینه دل خواه
که با ناز گل رؤیا شکفتی
به هر زیبا که دل بستم تو بودی
که خود را در رخ او می نهفتی
ابتهاج





نوشته شده توسط کارو در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابت


نمایشها و رقصهای كوردی را میتوان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم كرد:
۱- گه ریان ۲- پشت پا ۳- هه لگرتن ۴- فه تاح پاشا۵- لب لان۶- چه پی ۷- زه زنگی ۸- شه لایی ۹- سی جار ۱۰- خان امیری

گهریان :
گهریان در زبان كوردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حركات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی میكنند.
گه ریان دارای دو مقام بوده كه یكی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری میباشد این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر میشود. ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه مییابد.
در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی كوردها به نمایش گذاشته میشود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است كه در گشت و گذار به دست میآیند و میتوان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاء و طبیعت
این رقص زندگی با فراز و نشیب و زیر و بم هایش به تصویر كشده شده و بر ضرورت بینایی و كسب تجربه برای رویارویی با رودخانه پر تلاطم زندگی تاكید میشود. این رقص، رقصندگان را برای رقصهای پر تحرك تر بعدی آماده میكند.
تقریباً در كل مناطق كوردنشین ملودی این رقص به شكلی یكسان نواخته میشود و در این رقص نخستین حركت با پای چپ آغاز شد و حركت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل كه معمولاً باریتم دو تایی اجرا میشوند عوض میشود.
پشت پا:
پشت پا رقصی است كه كمی تندتر از گه ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین مخصوص مردها میباشد رقص پشت پا همانطور كه از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به كارگیری تجارب میخواند تا مبادا شخص در زندگی از كسی پشت پا بخورد.
ههلگرتن :
هه لگرتن در لغت به معنای بلند كردن چیزی میباشد. این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا میشود كه با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است. ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه كسالت و خمودی را نفی كرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاكید دارد.

فتاح پاشایی :
فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایكوبی است.
ملودی این رقص در سر تاسر كوردستان به شكلی یكنواخت و با ریتمی تند اجرا میشود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش میباشد بیشتر مردم كردستان از این رقص استقبال میكنند. این رقص نشانگر انسانی است كه به شكرانه كسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.
لب لان :
این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا میشود و میتوان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده كرد. پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان میرقصند تا كمی استراحت كرده و تجدید قوا كنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی كرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفكر دور اندیشی و باز نگری رهنمون میسازد در این رقص، شركت كنندگان آرامش خاصی را احساس میكنند.

چهپی :
چهپی همانطور كه اسمش پیداست به معنای چپ میباشد ملودی این آهنگ با وزن دو تایی اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین از جمله كرمانشاه، كوردستان، سنجابی، بسیار از آن استقبال میشود.
فلسفه این رقص قوت بخشیدن به قسمت چپ بدن میباشد چرا كه معمولاً قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش كمتری داشته و به مرور زمان تنبل میشود و برای استفاده متعادل از تمامیت جسمانی همواره باید بكارگیری اعضاء سمت چپ بدن آنها را تقویت كرد.
به همین منظور در رقص چه پی قسمت چپ بدن تحرك بیشتری یافته و از خمودگی خارج میگردد. در منطقه كرمانشاه بیشتر زنها از این رقص استقبال میكنند.
زهنگی یا زندی :
در این رقص رقصندگان یك قدم به جلو گذاشته و سپس یك قدم به عقب میروند و این حالت تا پایان ادامه مییابد در این رقص ضرورت احتیاط، دور اندیشی و تجزیه و تحلیل عملكرد از جانب انسان به تصویر كشیده میشود. در واقع در این رقص سنجیده گام برداشتن تبلیغ میگردد.
شه لایی :
این رقص را كه با ریتم لنگ اجرا میشود میتوان یك تراژدی شكست دانست در این رقص قدمها لنگان لنگان برداشته میشوند تا شكست در برابر چشمان حضار ترسیم گردد و در ترسیم این مصیبت كسی زبان به سخن نگشاید.
سه جار :
این نوع رقص با ریتم آرام و گاهاً تند است كه همان طور كه از اسمش بر میآید به معنی سه بار (سێ در رسم الخط كوردی) است كه در آن سه حركت پا و سه حركت به جلو وجود دارد و به گونهای یاد آور عدد مقدس ۳ در فرهنگ فلكلوریك كردهاست.
خان امیری :
این رقص نیز با ریتمی تند همراه است و در آن دستی از هم باز و در بالا قرار میگیرد و حلقهای باز تر و فراختر میسازد و بیشتر تناسبی است بین حركت دستها و پاها این رقص كه در آن گونهای خود نمایی و غرور خانی نیز دیده میشود تداعی كننده پیروزی و پرواز پرندگان را در خاطر میآورد.
فهرست منابع و ماخذ :
۱- الیاده- میرچا: 1372رساله در تاریخ ادیان. ترجمة جلال ستاری. انتشارت سروش، تهران
۲- استاد جنیدی، فریدون: 1358 نامه فرهنگ ایران. دفتر دوم، بنیاد نیشابور، تهران
۳- یونسكو: 1374تاریخ تمدنهای آسیای مركزی. ترجمة صادق ملك شهمیرزادی. دفتر مطالعات بین الملل،
۴- ذكاء یحیی- 2537 تاریخ رقص در ایران، هنر و مردم شمارههای ۱۸۹-۱۸۸ خرداد 
نوشته شده توسط کارو در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 18:21 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط کارو در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 15:28 موضوع همه چي | لینک ثابت

کوردم ئهمن
گهرچی تووشی ڕهنجهڕۆیی و حهسڕهت و دهردم ئهمن
قهت له دهس ئهم چهرخه سپڵه نابهزم، مهردم ئهمن
ئاشقی چاوی کهژاڵ و گهردهنی پڕ خاڵ نیم
ئاشقی کێو و تهلان و بهندهن و بهردم ئهمن
گهر له برسان و له بێ بهرگی ئیمڕۆ ڕهق ههڵێم
نۆکهری بێگانه ناکهم تا له سهر ههردم ئهمن
من له زنجیر و تهناف و دار و بهند باکم نییه
لهت لهتم کهن، بمکوژن، هێشتا دهڵێم کوردم ئهمن
ماموستا هيمن
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 15:26 موضوع همه چي | لینک ثابت
|
من ئه و که سه م هه مو روژی هه ی ژین های ژین ژیانی ئه مروم ئه فروشم بو کرینی نانی سبه ی ئه مروش دیسان هاتومه ده ر هه ی ژین های ژین ژیانی ئه مروم بفروشم بو کرینی نانی سبه ی لیم ناکری خاوه نی نان لیم ناکری |
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 15:19 موضوع همه چي | لینک ثابت
|
در باره استاد مظهر خالقی | |||
|
جمعه، 23 اردىبهشت، 1384 |
يک ترانه زيبا از خالقی mp3 | ||
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 15:9 موضوع همه چي | لینک ثابت
گزارشها در مورد تبعیض و محرومیت در کردستان
چشمدیدها، گزارشها و آمارها نشان میدهند که مردم مناطق کردنشین به شدت فقیرند، فقیرتر از بسیاری نقاط دیگر ایران. به گفته دکتر بایزید مردوخی استاد دانشگاه و از اعضای "جبهه متحد کرد" درصد شاخص فقر در کشور ۱۸ درصد و در استان کردستان ۰۷/۳۱درصد است.
دکتر بهاءالدین ادب، نماینده مجلس ششم و از مؤسسان "جبهه متحد کرد" میگوید مردم کردستان با ملغمه ای از مشکلات اقصادی و تبعیض های قومی روبرو هستند، با این حال: «نگرش حکومت به مناطق کردنشین یک نگرش امنیتیست. در کردستان حتا صحبت کردن از حقوق مصرح در قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران و یا قوانین دیگر، که در آنها برای مردم ایران در حقیقت حقوقی در نظر گرفته شده، جرم تلقی میشود. و این نگرش امنیتی به کرد و کردستان و به مناطق کردنشین اصولا منشأِ همهی این مطالب است، وگرنه مردم کرد که همیشه با یک توهماتی از طرف دستگاه حاکمه روبهرو هستند."
توهمی که از آن سخن میرود زدن برچسبِ تجزیه طلبی به مردم کردستان است. بهاءالدین ادب میگوید این اتهامی است که اِعمال خشونت نسبت به مردم را توجیه میکند، درحالیکه: «اینجا خانه اصلی کردهاست و سرزمین اصلی کردها. متأسفانه توهماتی نظیر تجزیهطلبی و امثالهم همیشه باعث شده با آن عینک تیره سیاه به این مردم نگریسته شود و این نوع حرکات هم، یعنی بگیر و ببند و کشت و کشتارها، قطعاً جواب مسئله را نخواهد داد؛ کما اینکه چندین دهه، اِعمال این نوع حرکت، این نوع تاکتیک و این استراتژی، نتوانسته است راه به جایی ببرد. مردم حقوق قانونی خودشان را میخواهند، مردم میخواهند بگویند ما از کسی برتر نیستیم و از کسی هم کمتر نیستیم. تبعیض، تحقیر را تحمل نمیکنند و قطعا حقوق خودشان را مطالبه، حقوق قانونی خودشان را مطالبه میکنند.»
"جبهه متحد کرد" این مطالبات را دستیابی مردم کردستان به فضایی مناسب برای بهرهبرداری از امکانات مادی و انسانی خود در زمینه ارتقای امنیت انسانی و سرمایه اجتماعی و ایجاد چشم اندازی امید بخش برای آینده میداند. بهاءالدین ادب میگوید: «ولی معمولا این مطالبات قانونی و برحق که بهصورت مسالمتآمیز هم اکثرا مطرح میشود، توسط حکومت به خشونت کشیده میشود، به زندانی کردن افراد و به خون کشیدن تجمعهای آرام. نتیجه، این خشونتیست که تحمیل میشود به مردم."
در این مورد البته کسی مدعی نشده است که این خواستها در سایر مناطق ایران تحقق یافته، و فقط در کردستان متحقق نگشته است.
بیانیه "جبهه" همچنین تأکید میکند که: «نرخ بیکاری در مناطق کردنشین، به ویژه در میان دانش آموختگان مراکز آموزش عالی کشور، همچنان سیر صعودی دارد و با سیاست هایی که دولت در پیش گرفته است این روند تداوم خواهد یافت. تشدید نگاه امنیتی و ناامن جلوه دادن کردستان موجب شده است بخش خصوصی داخلی و خارجی از سرمایه گذاری در این مناطق هراسان و صاحبان محلی سرمایه های کوچک هم از سرمایه گذاری در این مناطق گریزان شوند . مجموعه عوامل فوق موجب شده که شاخص رشد اجتماعی و فرهنگی سال به سال سقوط کرده و نتایج آن در منطقه به صورت اعتیاد ، بزهکاری ، خودکشی و خودسوزی و ... بروز می نماید.»
در رابطه با بروز این گونه عوارض تاشی از نابسامانیهای اجتماعی، "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" نیز در آخرین اطلاعیه های خود خبر از خودکشی و خودسوزی شش زن و مرد در ارومیه، مریوان، سنندج و سردشت میدهد. بنابر گزارشها به همه اینها باید ایجاد ناامنی های روانی و اجتماعی برای شهروندان کرد را نیز اضافه کرد. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان گزارش میکند که در روزهای اخیر بدرفتاری با زنان به خاطر "بدحجابی" در کردستان شروع شده است. این سازمان در بیانیه شماره ۷۶ خود به استقرار پلیس شرع اسلامی در خیابانها، بازارها، معابر، کوچه ها و گذرگاه ها اشاره میکند که پوشش دختران و زنان کرد را تحت نظر قرار داده اند و اقدام به دستگیری و آزار آنان کرده اند، بهطوریکه در مواردی برخی شهروندان به دلیل شدت جراحت ناشی از خشونت پلیس روانه مراکز درمانی شده اند.
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:42 موضوع همه چي | لینک ثابت
در بحث پیرامون مساله ی انسان , نمی توان خود را تنها به تکامل زیست شناسنانه محدود کرد زیرا این نوع تکامل به تنهایی ماهیت گذار اجداد حیوانی را به انسانهای نخستین تبیین نمیکند . فردریک انگلس آن تغییر کیفی ای را طی پیدایش انسان در فرایند تحول تدریجی جهان حیوانی روی داد کشف کرده است , وی برای نخستین بار به این حقیقت پی برده که آنچه انسان را از دنیای حیوانی متمایز نمود , کار اجتماعی مفید اوست که با کمک ابزار کار مصنوع خود انجام می دهد .این خصوصیت انسان که در تکامل او نقش تعیین کننده ای داشته نه بطور خود به خودی بلکه در نتیجه یک فرا گرد طولانی ، در طی قرون متمادی پدید آمد .بر اثر وضع قائم بدن و دستهای بسیار تکامل یافته ، استفاد از اشیائی مانند : سنگ ، استخوان و جز آن به منظور شکار و یافتن خوراک و دفاع در برابر دشمنان وحشی برای انسان امکان پذیر گشت بنابراین تحقیقات آرگولوژیستها ، اجداد نخستین انسان ، حیوانات کوچک را شکار کرده و آنها را با اشیائی سنگین می کشتند و برای شکافتن پوسته لاک پشت و خرچنگ از سنگها سود می جستند .استفاده ازابزارهای طبیعی سبب گشت که اجداد انسان در آغاز بکوشند اشیائی را که در دسترشان بود با نیازهای خویش وفق دهند و سپس ابزارهایی را برای کارهای گوناگون بسازند و بدین گونه بکار آگاهانه نزدیک شوند به هر حال استفاده از ابزارهای طبیعی و دست ساخته به میمون های آدم نمای کهن این امکان را داد تا گوشت جانوران کوچک را نظیر : مارمولک ، خرچنگ و نیز گوشت حیوانات بزرگی را که گاهی شکار می کردند به رژیم غذایی پیشین خود که از گیاهان و تخم پرندگان تشکیل شده بود ، بیافزایند. در بحث پیرامون مساله ی انسان , نمی توان خود را تنها به تکامل زیست شناسنانه محدود کرد زیرا این نوع تکامل به تنهایی ماهیت گذار اجداد حیوانی را به انسانهای نخستین تبیین نمیکند . فردریک انگلس آن تغییر کیفی ای را طی پیدایش انسان در فرایند تحول تدریجی جهان حیوانی روی داد کشف کرده است , وی برای نخستین بار به این حقیقت پی برده که آنچه انسان را از دنیای حیوانی متمایز نمود , کار اجتماعی مفید اوست که با کمک ابزار کار مصنوع خود انجام می دهد .این خصوصیت انسان که در تکامل او نقش تعیین کننده ای داشته نه بطور خود به خودی بلکه در نتیجه یک فرا گرد طولانی ، در طی قرون متمادی پدید آمد .بر اثر وضع قائم بدن و دستهای بسیار تکامل یافته ، استفاد از اشیائی مانند : سنگ ، استخوان و جز آن به منظور شکار و یافتن خوراک و دفاع در برابر دشمنان وحشی برای انسان امکان پذیر گشت بنابراین تحقیقات آرگولوژیستها ، اجداد نخستین انسان ، حیوانات کوچک را شکار کرده و آنها را با اشیائی سنگین می کشتند و برای شکافتن پوسته لاک پشت و خرچنگ از سنگها سود می جستند .استفاده ازابزارهای طبیعی سبب گشت که اجداد انسان در آغاز بکوشند اشیائی را که در دسترشان بود با نیازهای خویش وفق دهند و سپس ابزارهایی را برای کارهای گوناگون بسازند و بدین گونه بکار آگاهانه نزدیک شوند به هر حال استفاده از ابزارهای طبیعی و دست ساخته به میمون های آدم نمای کهن این امکان را داد تا گوشت جانوران کوچک را نظیر : مارمولک ، خرچنگ و نیز گوشت حیوانات بزرگی را که گاهی شکار می کردند به رژیم غذایی پیشین خود که از گیاهان و تخم پرندگان تشکیل شده بود ، بیافزایند. این رژیم غذایی گوشتی برای بدن به ویژه مغز مقادیر وافری پروتئین وسایر مواد مغزی لازم را فراهم آورد و به طور کلی بدین شکل به تکمیل سریع سازمان بدن کمک کرد . کار اولیه انسانها به تدریج از یک کنش غریزی به کنش آگاهانه تغییر یافت. مغز انسان ، در نتیجه تراکم تاثیرات محیط در طی قرون متمادی و اندوختن مهارتهای گوناگون به تعمیم پدیده ها ومرتبط ساختن آنها به طور یک رشته مفاهیم لوژیکال آغاز نهاد .انسان به کسب آگاهی و پیش بینی نتایج کردار خود از جهان پیرامون پرداخت سراسر بدن انسان در جریان کار و تاثیرات فعال او برطبیعت تکامل یافته و ذهن او نیز غنی گشت .توسعه بیشتر کار نه تنها بر ظرافت دستها افزوده بلکه ذهن انسان رانیز بهبود بخشیده و به او توانایی داد تا اگاهانه و هدف گیرانه کار کند . چنانکه از پژوهش فیزیولوژیست های بزرگی چون « ای . م سه چونوف » « وای . پ . پاولف » بر می آید ، شالوده تفکر بشری عبارتست از جریاهای فیزیولوژی که در مغز انسان صورت می گیرد . سخن گویی شمرده و مقطع در جریان کار پدید آمد .تفکر و شعور انسان از کیفیت اندیشه مجرد برخوردار است. (اندیشه مجرد عبارتست از بازتاب تعمیم یافته واقعیت در مفاهیم که بصورت واژه ها بیان می گردد )این توانایی انسان برای تفکر مجرد به او امکان داد تا ایده و منظومه ای از احساسهای خود را به صورت واژه ها بیان دارد و به کمک این واژه ها توانست احساس خود را به دیگران منتقل کند . ولی این توانائی انسان به ابلاغ اندیشه های خود به کمک واژه ها کافی نبود تا وی را به سخن گفتن وا دارد .هر ملتی دارای زبان و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود می باشند . ملت کرد هم به مانند سایر ملل جهان دارای چنین خصوصیاتی می باشند . زبان کردی هم یکی از زبانهای اصیل خاورمیانه می باشد که متعلق به خانوادهای زبانهای ایرانی است . و یکی از زبانهایی است که شاخه بزرگ هند و اروپایی را تشکیل می دهند .در تمام کردستان زبانهای عربی ، فارسی و ترکی زبانهای دوم اند و برقاطبه جمعیت چندان شناخته شده نیستند . زبان كردی اگرچه خوشایند زبان پارسی است اما از حیث دستور زبان و لغات کاملا متمایز از آن است . تعدادی از متفکران هم در این باب نظریاتی را ارائه داده اند :
مینورسكی در دایره المعارف اسلامی به خوبی نشان می دهد که زبان کردی کاملا مجزا از زبان فارسی است . و یا اینکه ژان دو مرگان تاکید می کند که زبان کردی لهجه ای از زبان فارسی نیست بلکه خود یک زبان خاص و خواهر زبان فارسی و حتی شاید قدیمی تر از آن هم باشد . یا « سر سیدنی اسمیت » در تاریخ آسور می گوید : زبان کردی اصالتی قدیمی و بزرگی دارد و می توان به حقیقت گفت که زبانی مستقل و قدیمی دارای ریشه کهن تر از زبانی است که لوحه داریوش با آن نوشته شده است که دارای الفبا و قوائد خاص خود می باشد .الفبای زبان کردی دارای 29 حرف صامت (بیده نگ)و 8 حرف مصوت (ده نگدار) میباشد. که در ترکیب کلمات هم دیگر را همراهی می کنند و اساسا حروف صامت بدون کمک حروف مصوت قابل ادا نمی باشند . لذا ، زنجیروار در تشکیل کلمات از وجود هم بهره میجویند .
الف : حروف صامت (بیده نگ)(consonants)
ئ – ب – پ – ت – ج – چ – ح – خ – د – ر – ر – ز – ژ – س – ش – ع – غ – ف – ق – ف – ک – گ – ل – ل – م – ن – و – ه – ی
ب : حروف مصوت (ده نگدار)(vowels)
ا – ه – و – وو – و – ی – ی – بذرو که یا کورته بزوین
البته باید توجه داشت که حروف مصوت هیچ گاه در آغاز کلمه قرار نمی گیرد . در الفبای کردی همچنانکه در فوق به آنها اشاره شد چند حروف وجود دارد که در زبان فارسی معادل آنها را نمی یابیم و عبارتند از :
ئ - ر – ف – ل
همانطوریکه در فوق اشاره شد این الفبای کردی می باشد که بیشتر کاربرد آن در زبان کردی سورانی می باشد . حال در عین موجودیت الفبای سورانی دارای الفبای لاتینی هم می باشد که در زبان عامیانه با عنوان «کوردی لاتینی» مورد استفاده قرار می گیرد . و آن هم از 28 حرف صامت (بیده نگ) و 8 حرف مصوت (ده نگدار) تشکیل شده است .
الف : حروف صامت ( بیده نگ )
B – P – T – C – C – H – X – D – R – X – J – S – S – X – F – V – Q – K – G – L – L – M – N – W – H – Y
ب : حروف مصوت ( ده نگدار )
A – E – U – U – O – I – E – i tj gohp;c لهجه های زبان کردی :
گویش عبارتست از شاخه بزرگی از زبان که مردمان منطقه ای پهناور با آن گفتگو می نمایند لیکن گونه ، شاخه یا بخشی از گویش یا لهجه می باشد که به نوبه خود شاخک های فرعی دیگری را در بر می گیرد . با تعریفی که از گویش شد می توان گفت بطور کلی زبان کردی دارای شش گویش می باشد . که بشرح زیر می باشد :
1) – گویش کرمانج شمالی ( شیوه کرمانجی ژورو «باکوری» ) : حدود دو سوم کردها با این لهجه تکلم می نما یند و دارای ساختمان دستوری ویژه ای است و کردهای شرق دریاچه وان ، از مشرق دیاربکر به طرف اورفا و خرپوف و درسیم در کردستان ترکیه و کردهای ساکن اطراف دریاچه ارومیه در نواحی ترگو رومرگور (کوردانی شکاک) و نیز کردهای مقیم مازندران و گیلان ساکن نواحی رودبار و نور و فاراب و دماوند و هم چنین کردهای مقیم خراسان در نواحی قوچان و شیروان و درگز و بجنورد و کردهای مقیم سوریه نواحی قامیشلی و ایروان شوروی سابق همگی بدین گویش تکلم می نمایند و این گویش دارای گونه های زیر می باشد:
الف : گونه بادنیانی ( زاراوه ی بادنیانی یا به هد ینانی )
ب : گونه بوتانی ( زاراوه ی بوتانی )
پ : گونه شمدنیانی ( زاراوه ی شه مدنیانی )
ت : گونه حکاری ( زاراوه ی حه کاری )
س : گونه بایزیدی ( زاراوه ی بایه زیدی )
2) – گویش کرمانج جنوبی ( شیوه ی کرمانجی خوارو «باشوری» ) : این گویش نیز دارای ساختار دستوری ویژه ای است . و گونه های زیر را در بر می گیرد :
الف : گونه اردلانی ( زاراوه ی ئه رده لانی ) : با این گونه کردهای مقیم سنندج و توابع آن از جمله : دیواندره ، لیلاخ ، کامیاران بدین گونه سخن می رانند .
ب : گونه مکریانی (زاراوه ی مو کریانی ) : کردهای مهاباد ، پیرانشهر، نقده ، اشنویه ، سردشت و بوکان بدین گونه تکلم می کنند .
پ : گونه سلیمانی یا سورانی بطور اخص ( زاراوه ی سلیمانی ) : بدین گونه هم کردهای مقیم ایران از جمله : سقز، بانه ، تکاب ، و کردهای مقیم کردستان عراق از جمله : سلیمانیه ، کرکوک ، موصل ، قلعه دیزه، صلاح الدین ، رانیه بدین گونه سخن می گویند.ت : گونه جافی ( زاراوه ی جافی ) : بدین گونه نیز کردهای مقیم ایران از جمله : جوانرود ، روانه و در کردستان عراق نیز :کرکوک ، شهرزور بدان تکلم می نمایند .
3) – گویش اورامی یا گورانی (زاراوه ی هه ورامی گورانی ) : که آثار منظوم و منثور کردی ، در آغاز با این شیوه نگاشته شده است و از آن جمله می توان متون کهن یارسان (پیروان اهل حق ) و اشعار عرفانی مولوی و حیدی اورامی را برشمرد.کردهای مقیم ایران اورامان تخت ( هه ورامان ) : شامل جنوب مریوان ، و اورامان لهون شامل پاوه و کردهای مقیم کردستان عراق شامل حلبچه ، منطقه کاکایی در کرکوک و منطقه زنگنه می باشد
4) – گویش لری ( زاراوه ی لوری ) : این گونه هم دارای ساختمان دستوری ویژه خود می باشد که دارای گونه های زیر می باشد .الف : گونه لکی ( زاراوه ی له کی ) : کردهای ساکن بخشی از ایلام ، کوهدشتب : گونه فیلی(زاراوه ی فه یلی) :کردهای ساکن بخشی از ایلام ، کوهدشت ، پشتکوه، پیشکوهپ : گونه بختیاری ( زاراوه ی به ختیاری ) این گونه هم در مناطق چهار محال و بختیاری و شهر کرد و اطراف آن بکار می رود .
5) – گویش کلهوری ( زاراوه ی که لهوری ) : گویش کلهوری ضمن پراکندگی آن در مناطق بوکان ، تکاب وجود دارد. ولی مرکز اصلی آن ایلام و ایوان می باشد .
6 ) – گویش زازایی ( زاراوه ی زازایی ) : این گویش هم طبق گفته برخی از نامداران به گویش هه ورامی نزدیک می باشد و در مناطق : درسیم ، خارپوت و بین گول کاربرد فراوان دارد
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:35 موضوع زبان کوردی | لینک ثابت
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:28 موضوع همه چي | لینک ثابت
| پیشنهاد اخیر مصطفی پورمحمدی وزیر کشور ایران برای "ترویج ازدواج موقت جوانان"، واکنش های گسترده ای را به دنبال داشته است. ازدواج موقت در مذهب شیعه پذیرفته شده است و در ایران نیز رخ می دهد اما در این کشور آمار دقیقی در مورد تعداد ازدواجهای موقت وجود ندارد. ازدواج موقت عقدی است به نام "صیغه" که بر اساس آن زن و مرد می توانند برای مدت زمانی مشخص، حتی کمتر از یک روز، با هم ازدواج کنند.به گفته آقای پورمحمدی، جوانان به دلیل مشکلات اجتماع! ی و اقتصادی نمی توانند ازدواج (دائمی) کنند، برای همین ترویج ازدواج موقت راه حل مناسبی است. |
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:25 موضوع همه چي | لینک ثابت
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:21 موضوع همه چي | لینک ثابت
| در حالی که موضوع سانسور اطلاعات مندرج در سایت های مختلف اینترنتی در نقاط مختلف جهان موجب نگرانی بسیاری از مدافعان حقوق بشر و وبلاگ نویسان است، ضمیمه تکنولوژی روزنامه گاردین، چاپ لندن، گزارشی منتشر کرده به قلم یک نگارنده ایرانی که مشکلات وبلاگ نویسی در ایران را برشمرده است.سعید کمالی دهقان، از تهران، در ابتدای گزارش خود به این نکته اشاره دارد که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، همه سایت ها وبل! اگ ها (وبلاگ های که نشانی مستقل دارند) باید در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شوند و وبلاگ نویسان موظفند مشخصات وبلاگشان را در اختیار یک سایت اینترنتی دولتی قرار دهند. وبلاگ های (دارای نشانی مستقل) که ثبت نشده اند، مسدود خواهند شد تا در داخل و شاید خارج از ایران قابل دسترسی نباشند. به نوشته آقای دهقان مقررات جدید وزارت فرهنگ و ارشاد با اعتراض شدید بسیاری از وبلاگ نویسان ایرانی، مواجه شده است.نگارنده این گزارش گاردین به نقل از"مهدی بوترابی"، مدیر شرکت پرشین بلاگ که خدمات اینترنتی را مجانا در اختیار وبلاگ نویسان ایرانی قرار می دهد، آورده که 10 درص! د از یک میلیون وبلاگ موجود در ایرا١ ? فعا ل هستند. |
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:19 موضوع همه چي | لینک ثابت
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:18 موضوع همه چي | لینک ثابت
حس غريبی تو دلم داد می زنه
بغضشو جمع ميکنه،صدا به عاشق می زنه
وقتی اون شب،مثل زندونی رها شديم ززندون
مثل کفتران عاشق،همصدا شديم تو بارون
دلم ميخواد خودمو وقف وجود تو کنم
راه عشق پيش رو گيرمو،غرق تو کنم
يادم مياد به اون شب پر ستاره
به آسمون و ابرآيه پاره پاره
وقتی خودمو پيش روت احساس کردم
نگاهی به دلت کردمو عشقمو آغاز کردم
يه دفه فکری من مشغول خودش کرد
تنمو لرزوندو از خودش دورش کرد
نمی تونم يه روزی از اين روزا باور کنم
که بخوای تنهام بزاری
منو با خودم تو تنهائيم بزاری
منی که روزا و شبها به خيالم با تو بودم
دور تو،اما هميشه با تو بودم
نگير اين رويای شيرينو زمن
نوشته شده توسط کارو در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 14:15 موضوع کجایی | لینک ثابت
سلام اینم یه شعر خیلی زیبا از حافظ اتشین پیغام دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده ی مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار بنام من دیوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
نوشته شده توسط کارو در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت
صداي قدمهاي پدرباز هم درخانه پيچيدودست پنهان در دستكشهاي گرمش چهره دختر را لمس كرد.لبخندي برلبان دخترك نقش بست چشمان هميشه بسته اش رابست وبه خواب فرورفت اميدتنها چيزي بود كه اين دخترنابينا را زنده نگه داشته بوداميدبه حضورپدري كه هميشه دركنارش بودورؤياي مادري كه سالها پيش ازدست داده بود.صبح روزبعد خانم همسايه وارداتاق شدودستي به صورت دخترك كشيدحرارت بدنش ازقبل بيشترشده بودودكترهاازاو قطع اميد كرده بودند. دخترك كه حضورزن را حس كرده بودگفت:خانم!پدرم رفت؟هنوزگلودردش خوب نشده است؟چرا دكترها نميگويندكه دوباره كي ميتواند حرف بزند؟اين روزهاكارش خيلي سخت شده مگه نه؟ شبهااينقدرديرمي آيد كه وقتي صداي قدمهايش راميشنوم وگرماي دستانش راحس ميكنم به خواب ميروم.من خيلي خسته ام خيلي.پلكهاي دخترروي هم افتادوباصدايي نالان ادامه داد:من خيلي حالم بداست فكر نكنم زمان زيادي زنده باشم كاش ميشد يكبارديگر پدرم را ببينم كاش...
خانم همسايه درحاليكه به آرامي اشك ميريخت ازاتاق خارج شد دختر دوزانو روي زمين نشست دستانش رامثل شبهاي قبل داخل كفشهاي پدر كرد.شنيدن صداي كفشهاي پدري كه يك ماه پيش دراثر تصادف فوت كرده بود لبخندي كمرنگ برلبان دخترنشاند وبا حس كردن گرماي دستكشهاي پدركه دستان مهربان زن همسايه رادربر گرفته بودبه خواب ابدي فرورفت.

نوشته شده توسط کارو در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت
